ایمان دارم دریای شناخت جایی فراتر از ساحل اکنون آرمیده است … باید زندگی را پیمود و به منتها الیه مرزهای آن رسید و مانند ماهی کوچکی در بیکرانه ها شناور شد … می خواهم ماهی باشم و دیگر هیچ …
Archive for دسامبر, 2008
ارسالشده در حبسیه در دسامبر 21, 2008 | بیان دیدگاه »
ارسالشده در دیگران در دسامبر 7, 2008 | بیان دیدگاه »
اگر درست یادم بیاید سیزده چهارده سال بیشتر نداشتم که شعر آزادی از پل الوار را خواندم ، و تنها شعری بود که تاثیری مانند داستان آخرین درس آلفونس دوده روی من گذاشت در طی این سال ها بارها کلماتی چون روی دفترهایم روی کتاب هایم نامت را می نویسم ای آزادی یادم می آمد [...]
My Little world
ارسالشده در حبسیه در دسامبر 1, 2008 | بیان دیدگاه »
I’d accustomed to see world
with you
I learned to see
One day you left me alone and became
Out of my window! I’ve tried to … but it was nothing accepts grayness
So find joy in
Then once upon a time I decided to find something which I’d lost many many years ago
And at last