ریک ودا در خصوص پیدایش جهان می گوید:
در آغاز نه هستی بود و نه نیستی، در آغاز نه هوا بود و نه در بالای آن آسمانی وجود داشت.
در آن موقع نه مرگ بود نه حیات جاویدان.
شب از روز جدا نبود و فقط یک چیز وجود داشت و نفس می کشید اما نفس او از خارج نمی آمد و جز خود او هیچ کس وجود نداشت.
آنوقت در او تمایلی بوجود آمد و این تمایل اولین جرثومه روح را تشکیل داد.
کیست که بتواند بما بگوید که هستی از کجا بوجود آمد؟
تنها کسی که می تواند این جواب را بدهد همان هستی ست و تازه آیا خود او هم می تواند به آن جواب بدهد؟
«موریس مترلینگ»