خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for سپتامبر, 2008

حفاظت شده: Call me donkey

هیچ چکیده‌ای موجود نمی‌باشد زیرا‌این یک نوشته حفاظت شده است.

Read Full Post »

یک اگر با یک برابر بود …

معلم پای تخته داد می زد
صورتش از خشم گلگون بود
و دستانش به زیر پوششی از گرد پنهان بود
ولی آخر کلاسی ها،
لواشک بین خود تقسیم می کردند
وان یکی در گوشه ای دیگر «جوانان» را ورق می زد
برای اینکه بیخود های و هو می کرد و با آن شور بی پایان،
تساوی های جبری نشان می داد
با خطی [...]

Read Full Post »

از عجایب

یکی از عجایب زندگی پدران ما در ده یا دوازده هزار سال قبل از این یا زیادتر اعتراف بزرگی است که به جهل و نادانی خود درباره آفریدگار جهان کرده اند و پیروان مذهب ودا در هندوستان که باید آن ها را از اعجوبه های جهان دانست در کتاب های ریک ودا و ساماودا [...]

Read Full Post »

ز: تو چی می خوای ؟
به بالا نگاه می کنم به درخت های بلند که آسمون ابری رو قاب گرفتن، به پایین نگاه می کنم به پیاده روی باریک و موزاییک هایی که جا به جا کنده شده و ریشه ی درخت ها که از آسفالت بیرون زده اند …
من: دوست دارم نامرئی باشم.

Read Full Post »