هیچ چکیدهای موجود نمیباشد زیرااین یک نوشته حفاظت شده است.
Archive for سپتامبر, 2008
حفاظت شده: Call me donkey
ارسالشده در گند نامه, tagged ذهن دروغزن من یا درگیری های ور خوشبین و بدبین من در سپتامبر 27, 2008 | برای نمایش دیدگاهها رمز را بنویسید.
یک اگر با یک برابر بود …
ارسالشده در دیگران در سپتامبر 27, 2008 | 2 دیدگاه »
معلم پای تخته داد می زد
صورتش از خشم گلگون بود
و دستانش به زیر پوششی از گرد پنهان بود
ولی آخر کلاسی ها،
لواشک بین خود تقسیم می کردند
وان یکی در گوشه ای دیگر «جوانان» را ورق می زد
برای اینکه بیخود های و هو می کرد و با آن شور بی پایان،
تساوی های جبری نشان می داد
با خطی [...]
از عجایب
ارسالشده در دیگران در سپتامبر 26, 2008 | 1 دیدگاه »
یکی از عجایب زندگی پدران ما در ده یا دوازده هزار سال قبل از این یا زیادتر اعتراف بزرگی است که به جهل و نادانی خود درباره آفریدگار جهان کرده اند و پیروان مذهب ودا در هندوستان که باید آن ها را از اعجوبه های جهان دانست در کتاب های ریک ودا و ساماودا [...]
ارسالشده در حبسیه در سپتامبر 25, 2008 | بیان دیدگاه »
ز: تو چی می خوای ؟
به بالا نگاه می کنم به درخت های بلند که آسمون ابری رو قاب گرفتن، به پایین نگاه می کنم به پیاده روی باریک و موزاییک هایی که جا به جا کنده شده و ریشه ی درخت ها که از آسفالت بیرون زده اند …
من: دوست دارم نامرئی باشم.